غزل شمارهٔ ۲۵۰
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ادی۷ بیت
ای عشق، کجا به من فتادی؟وی درد، به من چه رو نهادی؟
ای هجر، به جان رسیدم از توبس زحمت و دردسر که دادی
از یار خودم جدا فکندیآخر تو به من کجا فتادی؟
هرگز نکنم تو را فراموشای آنکه مرا همیشه یادی
خرم به غم تو چون نباشم؟چون تو به غمم همیشه شادی
تا چند خوری، دلا، غم جان؟با غم همه وقت در جهادی
بگذر ز سر جهان، عراقیانگار نبودی و نزادی