گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: انشتوباشی۱۲ بیت
خوشا دردی که درمانش تو باشیخوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیندخوشا مُلکی که سلطانش تو باشی
خوشا آن دل که دلدارش تو گردیخوشا جانی که جانانش تو باشی
خوشی و خرمی و کامرانیکسی دارد که خواهانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواریکه امید دل و جانش تو باشی
همه شادی و عشرت باشد ای دوستدر آن خانه که مهمانش تو باشی
گل و گلزار خوش آید کسی راکه گلزار و گلستانش تو باشی
چه باک آید ز کس آن را که او رانگهدار و نگهبانش تو باشی
مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی راکه هم کفر و هم ایمانش تو باشی
مشو پنهان از آن عاشق که پیوستهمه پیدا و پنهانش تو باشی
برای آن به تَرکِ جان بگویددل بیچاره تا جانش تو باشی
عراقی طالب درد است دایمبه بوی آنکه درمانش تو باشی