غزل شمارهٔ ۱۸۹
ما دگرباره توبه بشکستیموز غم نام و ننگ وارستیم
خرقهٔ صوفیانه بدریدیمکمر عاشقانه بر بستیم
در خرابات با می و معشوقنفسی عاشقانه بنشستیم
از می لعل یار سرمستیموز دو چشمش خمار بشکستیم
شاید ار شور در جهان فکنیمکز می لعل یار سر مستیم
چون بدیدیم آفتاب رخشاز طرب، ذرهوار، بر جستیم
چنگ در دامن شعاع زدیمتا بدان آفتاب پیوستیم
ذره بودیم، آفتاب شدیماز عراقی چو مهر بگسستیم
این همه هست، خود نمیدانیمکین زمان نیستیم یا هستیم؟