گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: وز۷ بیت
بی‌جمال تو، ای جهان افروزچشم عشاق، تیره بیند روز
دل به ایوان عشق بار نیافتتا به کلی ز خود نکرد بروز
در بیابان عشق پی نبردخانه پرورد لایجوز و یجوز
چه بلا بود کان به من نرسید؟زین دل جانگداز درداندوز
عشق گوید مرا که: ای طالبچاک زن طیلسان و خرقه بسوز
دگر از فهم خویش قصه مخوانقصه خواهی؟ بیا ز ما آموز
بنشان، ای عراقی، آتش خویشپس چراغی ز عشق ما افروز