گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادیمدگربار۱۱ بیت
رخ سوی خرابات نهادیم دگرباردر دام خرابات فتادیم دگربار
از بهر یکی جرعه دو صد توبه شکستیمدر دیر مغان روزه گشادیم دگربار
در کنج خرابات یکی مغ‌بچه دیدیمدر پیش رخش سر بنهادیم دگربار
آن دل که به صد حیله ز خوبان بربودیمدر دست یکی مغ‌بچه دادیم دگربار
یک بار ندیدیم رخش وز غم عشقشصدبار بمردیم و بزادیم دگربار
دیدیم که بی‌عشق رخش زندگیی نیستبی‌عشق رخش زنده مبادیم دگربار
غم بر دل ما تاختن آورد ز عشقشبا این همه غم، بین که چه شادیم دگربار
شد در سر سودای رخش دین و دل مابنگر، دل و دین داده به بادیم دگربار
عشقش به زیان برد صلاح و ورع مااینک همه در عین فسادیم دگربار
با نیستی خود همه با قیمت و قدریمبا هستی خود جمله کسادیم دگربار
تا هست عراقی همه هستیم مریدشچون نیست شود، جمله مرادیم دگربار