غزل شمارهٔ ۲۶۷
الا قم، واغتنم یوم التلاقیو در بالکاس وارفق بالرفاقی
بده جامی و بشکن توبهٔ منخلاصم ده ازین زهد نفاقی
مشعشعة اذا اسکرت منهافلا اضحوا الی یوم التلاقی
ازان باده که اول دادی، ای دوستبده بار دگر، گر هست باقی
و ان لم یبق فیالدن الحمیاتدارک بالرحیق من الحداقی
مرا باده مده، بوی خودم دهکه از بوی تو سرمستیم، ساقی
اما تسقی کئوس الوصل یوماالی کم کاس هجران تساق
به وصلت شاد کن جانم، کزین بیشندارد طاقت هجران عراقی