گنج

غزل شمارهٔ ۲۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اتاست۱۴ بیت
چنین که حال من زار در خرابات استمی مغانه مرا بهتر از مناجات است
مرا چو می‌نرهاند ز دست خویشتنمبه میکده شدنم بهترین طاعات است
درون کعبه عبادت چه سود؟ چون دل منمیان میکده، مولای عزی و لات است
مرا که بتکده و مصطبه مقام بوَدچه جای صومعه و زهد و وجد و حالات است؟
مرا که قبله خم ابروی بتان باشدچه جای مسجد و محراب و زهد و طاعات است
ملامتم مکنید، ار به دیر درد کشمکه حال بی‌خبران، بهترینِ حالات است
ز ذوق با خبری آن که را خبر باشدبه نزد او سخن ناقصان خرافات است
خراب کوی خرابات را از آن چه خبر؟که اهل صومعه را بهترین مقامات است
اگر چه اهل خرابات را ز من ننگی استمرا نصیحت ایشان بسی مباهات است
کسی که حالت دیوانگان میکده یافتمقام اهل خرد نزدش از خرافات است
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاهسفید کردن آن نوعی از محالات است
کجاست می؟ که به جان آمدم ز خسته دلیکه پر ز شیوه و سالوس و زرق و طامات است
مقام دردکشانی که در خراباتندیقین بدان که ورای همه مقامات است
کنون مقام عراقی مجوی در مسجدکه او حریف بتان است و در خرابات است