گنج

غزل شمارهٔ ۷۳

یاد آن شیرین پسر خواهیم کردکام جان را پر شکر خواهیم کرد
دامن از اغیار در خواهیم چیدسر ز جیب یار بر خواهیم کرد
آفتاب روی او خواهیم دیدگر به مه روزی نظر خواهیم کرد
بوی جان افزای او خواهیم یافتگر به گلزاری گذر خواهیم کرد
در خم زلفش نهان خواهیم شددست با وی در کمر خواهیم کرد
چون کمان ابروان پر زه کندپیش تیرش جان سپر خواهیم کرد
از حدیث یار و آب چشم ماگوش و دامن پر گهر خواهیم کرد
ماجرایی رفت ما را با لبشدوستان را زان خبر خواهیم کرد
تا عراقی نشنود اسرار ماماجرا را مختصر خواهیم کرد