گنج

دفتر سوم

بخش ۱ - سر آغازبخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصحبخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیل‌بچگانبخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیلبخش ۵ - بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوببخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکرده‌ایبخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق استبخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیاربخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفابخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای اوبخش ۱۱ - باقی قصهٔ اهل سبابخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی دهبخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحرابخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنندبخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی دهبخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی دهبخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بودبخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان رابخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالانبخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنانبخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بودبخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بودبخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی می‌کردبخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِبخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالیبخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدنبخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلامبخش ۲۸ - حکایتبخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حملبخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلامبخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشیبخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگبخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدانبخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکربخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازبخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنبخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادبخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامبخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردشبخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامبخش ۴۱ - جواب موسی فرعون رابخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلامبخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینبخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانبخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلامبخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خودبخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتندبخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویسبخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیلبخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوایبخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتستبخش ۵۲ - حکایتبخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذمومبخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنجبخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازوبخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستنبخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علمبخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی به‌وَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان به‌وی و حکایت معلمبخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم استبخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد رابخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقانبخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهمبخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوریبخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزایدبخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکربخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستادبخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحستبخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ایبخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازوبخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درختبخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدابخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلتبخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش رابخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دستبخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پابخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادربخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلامبخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خودبخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندانبخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائتبخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشدبخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحفبخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردانبخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش رابخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتشبخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیبخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربتبخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیبخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحلبخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعبخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مردبخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختبخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلقبخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختبخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختبخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتبخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قومبخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقیبخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستنبخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدنبخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازمبخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتیبخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمینبخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای اوبخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلامبخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیهبخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاوبخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلامبخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شودبخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلامبخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی دهبخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کندبخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیابخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درختبخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت بروبخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساببخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقانبخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقانبخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامنبخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشانبخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبابخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبرانبخش ۱۲۳ - متهم داشتن قوم انبیا رابخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته استبخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان رابخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهیبخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختنبخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنمبخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمانبخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازمبخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوابخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان رابخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانهبخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان رابخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه رابخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان رابخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلامبخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلامبخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرهابخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطةبخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهیبخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دوبخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حقبخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسلبخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجابخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاءبخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختنبخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداختهبخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالیبخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداختبخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق استبخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلمبخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادنبخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرابخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیوربخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آنبخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلامبخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ رابخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعدهبخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجهبخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنیدبخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیابخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلامبخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترابخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زرهبخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق رابخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرابخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادیبخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگبخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگیبخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلیبخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاسبخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخبخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نیبخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیزبخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهتبخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویشبخش ۱۷۸ - قصه وکیل صدر جهان کی متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان باز عشقش کشید رو کشان کی کار جان سهل باشد عاشقان رابخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالیبخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینستبخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی‌واربخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه‌تر و محتشم‌تر و پر نعمت‌تر و دلگشاتربخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن اوبخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشقبخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخارابخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدنبخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان رابخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشستبخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شدبخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجدبخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورابخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان رابخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می‌بیندبخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجدبخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختنبخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کشبخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندیبخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بی‌صبری او در بلا به اضطراب و بی‌قراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهندبخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شودبخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود رابخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق اوبخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمانبخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطنبخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکنبخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلامبخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیربخش ۲۰۷ - جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خودبخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسانبخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمان‌کشبخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَبخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیم‌شب مهمان مسجد رابخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهانبخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنسبخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اندبخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بودبخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِبخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایه‌ای طاعنان می‌گفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان می‌گفتید تا گمان آید کی شما طالب حق‌اید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینیدبخش ۲۱۸ - سر آنک بی‌مراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوستبخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متیبخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت اوبخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسوربخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلببخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلامبخش ۲۲۴ - امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکمبخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آیدبخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوقبخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانیبخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ