گنج

بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۴ بیت
چند چند آخر دروغ و مکر توخود نپرد جز دروغ از وکر تو
گفت حاشا از من و از جنس منکه بگردیم از دروغی ممتحن
ما خروسان چون مؤذن راست‌گویهم رقیب آفتاب و وقت‌جوی
پاسبان آفتابیم از درونگر کنی بالای ما طشتی نگون
پاسبان آفتابند اولیادر بشر واقف ز اسرار خدا
اصل ما را حق پی بانگ نمازداد هدیه آدمی را در جهاز
گر بناهنگام سهوی‌مان روددر اذان آن مقتل ما می‌شود
گفت ناهنگام حی عل فلاحخون ما را می‌کند خوار و مباح
آنک معصوم آمد و پاک از غلطآن خروس جان وحی آمد فقط
آن غلامش مرد پیش مشتریشد زیان مشتری آن یکسری
او گریزانید مالش را ولیکخون خود را ریخت اندر یاب نیک
یک زیان دفع زیانها می‌شدیجسم و مال ماست جانها را فدی
پیش شاهان در سیاست‌گستریمی‌دهی تو مال و سر را می‌خری
اعجمی چون گشته‌ای اندر قضامی‌گریزانی ز داور مال را