بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درخت
گفت راندم پیشتر من نیکبختباز شد آن هفت جمله یک درخت
هفت میشد فرد میشد هر دمیمن چه سان میگشتم از حیرت همی
بعد از آن دیدم درختان در نمازصف کشیده چون جماعت کرده ساز
یک درخت از پیش مانند امامدیگران اندر پس او در قیام
آن قیام و آن رکوع و آن سجوداز درختان بس شگفتم مینمود
یاد کردم قول حق را آن زمانگفت النجم و شجر را یسجدان
این درختان را نه زانو نه میاناین چه ترتیب نمازست آنچنان
آمد الهام خدا کای بافروزمی عجب داری ز کار ما هنوز