گنج

بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان

پوست دنبه یافت شخصی مستهانهر صباحی چرب کردی سبلتان
در میان منعمان رفتی که منلوت چربی خورده‌ام در انجمن
دست بر سبلت نهادی در نویدرمز، یعنی سوی سبلت بنگرید
کین گواه صدق گفتار منستوین نشان چرب و شیرین خوردنست
اشکمش گفتی جواب بی‌طنینکه اباد الله کید الکاذبین
لاف تو ما را بر آتش بر نهادکان سبال چرب تو بر کنده باد
گر نبودی لاف زشتت ای گدایک کریمی رحم افکندی به ما
ور نمودی عیب و کژ کم باختییک طبیبی داروی او ساختی
گفت حق که کژ مجنبان گوش و دمینفعن الصادقین صدقهم
گفت اندر کژ مخسپ ای محتلمآنچ داری وا نما و فاستقم
ور نگویی عیب خود باری خمشاز نمایش وز دغل خود را مکش
گر تو نقدی یافتی مگشا دهانهست در ره سنگهای امتحان
سنگهای امتحان را نیز پیشامتحانها هست در احوال خویش
گفت یزدان از ولادت تا بحینیفتنون کل عام مرتین
امتحان در امتحانست ای پدرهین به کمتر امتحان خود را مخر