بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم
علم را دو پَر، گمان را یک پرستناقص آمد ظنْ به پرواز ابترست
مرغِ یکپر زود افتد سرنگونباز بر پرد دو گامی یا فزون
افت خیزان میرود مرغ گمانبا یکی پر بر امید آشیان
چون ز ظن وا رست علمش رو نمودشد دو پر آن مرغ یکپر پر گشود
بعد از آن یمشی سویا مستقیمنه علی وجهه مکبا او سقیم
با دو پر بر میپرد چون جبرئیلبی گمان و بی مگر بی قال و قیل
گر همه عالم بگویندش تویبر ره یزدان و دین مستوی
او نگردد گرمتر از گفتشانجان طاق او نگردد جفتشان
ور همه گویند او را گمرهیکوه پنداری و تو برگ کهی
او نیفتد در گمان از طعنشاناو نگردد دردمند از ظعنشان
بلک گر دریا و کوه آید بهگفتگویدش با گمرهی گشتی تو جفت
هیچ یک ذره نیفتد در خیالیا به طعن طاعنان رنجورحال