بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر
گفت معشوقی به عاشق کای فتیتو به غربت دیدهای بس شهرها
پس کدامین شهر ز آنها خوشترستگفت آن شهری که در وی دلبرست
هرکجا باشد شه ما را بساطهست صحرا گر بود سم الخیاط
هر کجا که یوسفی باشد چو ماهجنتست ارچه که باشد قعر چاه