بخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل
شه شبانگه باز آمد شادمانکامشبان حملست و دورند از زنان
خازنش عمران هم اندر خدمتشهم به شهر آمد قرین صحبتش
گفت ای عمران برین در خسپ توهین مرو سوی زن و صحبت مجو
گفت خسپم هم برین درگاه توهیچ نندیشم به جز دلخواه تو
بود عمران هم ز اسرائیلیانلیک مر فرعون را دل بود و جان
کی گمان بردی که او عصیان کندآنک خوف جان فرعون آن کند