بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضیاند بهاحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان
بشنو اکنون قصهٔ آن رهروانکه ندارند اعتراضی در جهان
ز اولیا اهل دعا خود دیگرندکه همیدوزند و گاهی میدرند
قوم دیگر میشناسم ز اولیاکه دهانشان بسته باشد از دعا
از رضا که هست رام آن کرامجُستن دفع قضاشان شد حرام
در قضا ذوقی همیبینند خاصکفرشان آید طلب کردن خلاص
حُسن ظنی بر دل ایشان گشودکه نپوشند از عَمی جامهٔ کبود