گنج

بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۵ بیت
ساحران را نه که فرعون لعینکرد تهدیدِ سیاست بر زمین
که بِبُرم دست و پاتان از خلافپس در آویزم، ندارمتان معاف
او همی‌پنداشت کایشان در همانوهم و تخویفند و وسواس و گمان
که بودشان لرزه و تخویف و ترساز توهمها و تهدیدات نفس
او نمی‌دانست کایشان رسته‌اندبر دریچهٔ نور دل بنشسته‌اند
این جهان خوابست اندر ظن مه‌ایستگر رود درخواب دستی باک نیست
گر بخواب اندر سرت ببرید گازهم سرت بر جاست و هم عمرت دراز
گر ببینی خواب در خود را دو نیمتن‌درستی چون بخیزی، نی سقیم
حاصل اندر خواب نقصان بدننیست باک و نه دوصد پاره شدن
این جهان را که به‌صورت قایمستگفت پیغامبر که حلم نایمست
از ره تقلید تو کردی قبولسالکان این دیده پیدا بی رسول
روز در خوابی مگو کین خواب نیستسایه فرعست اصل جز مهتاب نیست
خواب و بیداریت آن دان ای عضدکه ببیند خفته کو در خواب شد
او گمان برده که این دم خفته‌امبی‌خبر زان کوست درخواب دوم
هاون گردون اگر صد بارشانخُرد کوبد اندرین گلزارشان
اصل این ترکیب را چون دیده‌انداز فروع وهم کم ترسیده‌اند
سایهٔ خود را ز خود دانسته‌اندچابک و چُست و گش و بر جسته‌اند
کوزه‌گر گر کوزه‌ای را بشکندچون بخواهد باز خود قایم کند
کور را هر گام باشد ترسِ چاهبا هزاران ترس می‌آید به‌راه
مردِ بینا دید عرضِ راه راپس بداند او مغاک و چاه را
پا و زانواَش نلرزد هر دمیرو تُرُش کی دارد او از هر غمی
خیز فرعونا که ما آن نیستیمکه به‌هر بانگی و غولی بیستیم
خرقهٔ ما را بِدَر، دوزنده هستورنه ما را خود برهنه‌تر به است
بی لباس این خوب را اندر کنارخوش در آریم ای عدوِّ نابکار
خوشتر از تجرید از تن وز مزاجنیست ای فرعون بی الهام گیج