بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام
گفت داودش خمش کن رو بهلاین مسلمان را ز گاوت کن بحل
چون خدا پوشید بر تو ای جوانرو خمش کن حق ستاری بدان
گفت وا ویلی چه حکمست این چه داداز پی من شرع نو خواهی نهاد
رفته است آوازهٔ عدلت چنانکه معطر شد زمین و آسمان
بر سگان کور این استم نرفتزین تعدی سنگ و کُه بشکافت تفت
همچنین تشنیع میزد برملاکالصلا هنگام ظلمست الصلا