گنج

بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۲ بیت
بینی اندر دلق مهتر زاده‌ایسر برهنه در بلا افتاده‌ای
در هوای نابکاری سوختهاقمشه و املاک خود بفروخته
خان و مان رفته شده بدنام و خوارکام دشمن می‌رود ادبیروار
زاهدی بیند بگوید ای کیاهمتی می‌دار از بهر خدا
کاندرین ادبار زشت افتاده‌اممال و زر و نعمت از کف داده‌ام
همتی تا بوک من زین وا رهمزین گل تیره بود که بر جهم
این دعا می‌خواهد او از عام و خاصکالخلاص و الخلاص و الخلاص
دست باز و پای باز و بند نینه موکل بر سرش نه آهنی
از کدامین بند می‌جویی خلاصوز کدامین حبس می‌جویی مناص
بند تقدیر و قضای مختفیکی نبیند آن به جز جان صفی
گرچه پیدا نیست آن در مکمنستبتر از زندان و بند آهنست
زانک آهنگر مر آن را بشکندحفره گر هم خشت زندان بر کند
ای عجب این بند پنهان گرانعاجز از تکسیر آن آهنگران
دیدن آن بند احمد را رسدبر گلوی بسته حبل من مسد
دید بر پشت عیال بولهبتنگ هیزم گفت حمالهٔ حطب
حبل و هیزم را جز او چشمی ندیدکه پدید آید برو هر ناپدید
باقیانش جمله تاویلی کنندکین ز بیهوشیست و ایشان هوشمند
لیک از تاثیر آن پشتش دوتوگشته و نالان شده او پیش تو
که دعایی همتی تا وا رهمتا ازین بند نهان بیرون جهم
آنک بیند این علامتها پدیدچون نداند او شقی را از سعید
داند و پوشد بامر ذوالجلالکه نباشد کشف راز حق حلال
این سخن پایان ندارد آن فقیراز مجاعت شد زبون و تن اسیر