دیوان اشعار
شمارهٔ ۱ - از قصیدهایست که در نصیحت و موعظت گفته و موجود از آن این استساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیارشمارهٔ ۲ - از ترجیع بندیست که اول آن ساقط و در مدح ابوالحسن علی بن الحسن البیهقیآن خواجه که نیست چنو در همه عجمشمارهٔ ۳ - ترجیع بندیست در مدح معمار الحرمین منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی رحمة اللهآتش عشق آفتی عجب استشمارهٔ ۴ - در مدح امیری صاحب طرف و اظهار گله و تقاضای صلهای بزرگی که در آفاق تو را دیگر نیستشمارهٔ ۵ - در مدح شاه بطور عام و عرض تسلیت بدو شاه خاصتا زمین زیر گنبد خضراستشمارهٔ ۶ - در مدح امیری امین الملک لقبای شده صدر ملک در خور توشمارهٔ ۷ - در مرثیت امام زاده گفتهمیر امام زاده که چون او نیافریدشمارهٔ ۸ - این ابیات را وقتی که از نردبان افتاده و پایش شکسته برای بعضی از دوستان خود فرستاده و شکایت از درد پا و اظهار ملال از فراق آن دوست کردهدور از جمال جاه تو ای صدر ارجمندشمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفتهآنکه دولت بنده ایام اوستشمارهٔ ۱۰ای ز رفعت رشگ و درد آسمانشمارهٔ ۱۱مرکب اقبال را زین کردهایشمارهٔ ۱۲دولتت گر نیک ننوازد مراشمارهٔ ۱۳ - قوامی در حق عمادی گوید«ای قوامی هر که چون تو نانباستشمارهٔ ۱۴ - در مدح گویدخداوندا سرور جود دستتشمارهٔ ۱۵ - در مدح و استعطاء استای جهان را بزرگیت معلومشمارهٔ ۱۶ - در استعطاء و طلب جامه و اسب وتقاضای مرخصی چند روزه استای آنکه جز به صدر تو نگرایمشمارهٔ ۱۷ - در مدح نجم الدین لقبی و درخواست دو چیز از اوایا نجم دین گر تو احسان کنیشمارهٔ ۱۸ - در مدح و مطالبه پرداخت حوالتیای مهی کز تو نور دین زایدشمارهٔ ۱۹ - در شکایت از عدم وصول حوالتی که برای او شده استای خواجه تا کی از تو بیداد و ظلم بر منشمارهٔ ۲۰ - شکایت از عمید نامی بشخصی مختص الدوله لقب و طلب عطا از وی تا زنی بگیردمختص الدوله مختصر بشنوشمارهٔ ۲۱ - در مدح کسی و تقاضای پولی از او تا دستاری و عمامه ای بخردای خواجه که بر در تو چون نظر زنمشمارهٔ ۲۲ - در تبریک به دوستی که زن گرفته و خانه خریده و معذرت از نرسیدن به خدمت اوای خواجه زین مهر تو آن یادگار داشتشمارهٔ ۲۳ - در مدح امین الملک و تقاضای صلتی از اوای مبارک پئی که بر گردونشمارهٔ ۲۴ - در مدح شخصی محمد نام و تقاضای صلتی از اوخواجه شغل بنده را تیمار دارشمارهٔ ۲۵ - در مدح امیری و شکایت باو از عدم وصول حوالتی و درخواست ابطال آنایا نایب شهریار جهانشمارهٔ ۲۶ - در مدح بزرگی از اهل ری و شکایت بوی از عدم وصول حوالت قرقو و استمداد از او در ایصال آنصلاح مملکتی ای بزرگ آزادهشمارهٔ ۲۷ - در مدح بزرگی و تقاضای صلتی از اومها چو گاه سخا دست تو دلیر بودشمارهٔ ۲۸ - در شکایت و گله و طلب شفاعت و صلهای خواجه ای که با تو کسی را قرین کنندشمارهٔ ۲۹ - در مدح و طلب جامهای از کف تو هر گُرُسْنه سیرشمارهٔ ۳۰ - در گله از بزرگی ابراهیم نام که چرا پدرش را گرفته و طلب رهائی اوای کیای خطیر ابراهیمشمارهٔ ۳۱ - در مدح و شکایت و گله و طلب عنایت و شفاعت وصلهای خواجه ای که نیستت از خواجگان نظیرشمارهٔ ۳۲ - در مدح و تبریک عید و تقاضای صلتنوروز مبارک باد ای آیت فیروزیشمارهٔ ۳۳ - در مدح و اظهار خلوص و عرض صمیمیتای بزرگ ملک و دین از حشمت درگاه توشمارهٔ ۳۴ - در مدح کسی و درخواست گوشت از او و شکایت بوی از سهل نامیای تو کیای ما و جهانی تو را رهیشمارهٔ ۳۵ - در استنجاز وعده دست آور نجنی از زرگری ابوالمفاخر نامای خواجه بوالمفاخر زرگر به وعده هاشمارهٔ ۳۶ - در وصف قلم گویدعجایب است قلم در بنان صدر اجلشمارهٔ ۳۷ - در مدح ابوالمعالی امین الملک گویدای داده روی تو دل غمناک را طربشمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقوکمان شدم ز غم عشق آن کمان ابروشمارهٔ ۳۹ - در مدح جوانی موفق الدین لقب که گویا سمت دبیری در عراق و خراسان داشته است گویدبه صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگشمارهٔ ۴۰ - در مدح سید اجل نقیب النقباء شرف الدین محمدبن علی مرتضی گویدای دست برده از همه خوبان به دلبریشمارهٔ ۴۱ - در حسن صورت و سؤ سیرت غلامی و کیفیت خرید و فروش او گویدخریدم از در عشرت غلامکی چو نگارشمارهٔ ۴۲ - در مدح قوام الدین ابوالقاسم ناصربن علی گزینی انسابادی گوید دراین مدیحه اشارت به وفات سلطان محمود و تسلیت برای سلطان سنجر نیز هستایا در حکم تو کرده جهانبانشمارهٔ ۴۳ - در تغزل استای دل تو را است عشرت و عیش همه جهانشمارهٔ ۴۴ - در تغزل استشاید که دلم ققاع نگشایدشمارهٔ ۴۵ - در تغزل استای پسر با ما بباید ساختنشمارهٔ ۴۶ - در غزل استای جهان و جان بگردان روی و رایشمارهٔ ۴۷ - در مدح بهار و وصف نگار خود گویدبه بستان شو که شاخ از باد خلعتها همی پوشدشمارهٔ ۴۸ - غزلی است که در عید فطری گفته استروزه چو بربست رخت؛ عید بیفکند بارشمارهٔ ۴۹ - در غزل استصنما با تو در غم و شادیشمارهٔ ۵۰ - در غزل استدلبر رنگرز نکو پسرستشمارهٔ ۵۱ - در غزل استای مهر تو در میان جانمشمارهٔ ۵۲ - در غزل استای در دل عاشقان تو دردشمارهٔ ۵۳ - در غزل استخورشید رخ تو را غلام استشمارهٔ ۵۴ - در غزل استای صلح بتان غلام چنگتشمارهٔ ۵۵ - در غزل استزلف تو شب است و روی تو روزشمارهٔ ۵۶ - در غزل استبنگر که چه روزگار دارمشمارهٔ ۵۷ - در غزل استکسی در عشق تو دلریش باشدشمارهٔ ۵۸ - در غزل استگفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانیشمارهٔ ۵۹ - در غزل استلشکر کشید عشق و مرا در میان گرفتشمارهٔ ۶۰ - در غزل استای زلف بند کرده ز ابرو گره گشایشمارهٔ ۶۱ - در غزل استحساب عشق تو ای دوست سخت با رنج استشمارهٔ ۶۲ - در غزل استرنگ گل گوئی ز خون عندلیب آمیختستشمارهٔ ۶۳ - در غزل استپیوسته می سگالم؛ تاخود کجائی ای جانشمارهٔ ۶۴ - در غزل استآن خط دمیده بر بناگوششمارهٔ ۶۵ - در غزل استهمه ای دل بلای ما خواهیشمارهٔ ۶۶ - در غزل استای دل پی یار خویشتن دارشمارهٔ ۶۷ - در غزل استای دل اندوه یار خورده نهایشمارهٔ ۶۸ - در غزل استکسی را نیست چون تو دلستانیشمارهٔ ۶۹ - در غزل استعید رسید ای نگار، دوستی آغاز کنشمارهٔ ۷۰ - در غزل استدر عشقم آرزوست که دل را طرب دهمشمارهٔ ۷۱ - در غزل استنکنی ای بت ستمکارهشمارهٔ ۷۲ - در غزل استچون تو که عزیز باشد ای جانشمارهٔ ۷۳ - در غزل استدلم ز عشق تو هرگز محال نندیشدشمارهٔ ۷۴ - در غزل استکار تو به آسمان رسیدستشمارهٔ ۷۵ - در غزل استباتو خواهیم ویحک ای دلبرشمارهٔ ۷۶ - در غزل استتا تو باشی مرا جهان چه بودشمارهٔ ۷۷ - در غزل استای زلف تو همچو شاخ شمشادشمارهٔ ۷۸ - در غزل استای عشق غم شد از تو مرا شادیشمارهٔ ۷۹ - در غزل استدل عاشق ز بیم جان نترسدشمارهٔ ۸۰ - در غزل استعشقت شفقت ندارد ای جانشمارهٔ ۸۱ - در غزل استخوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشدشمارهٔ ۸۲ - در غزل استای که در روزه بال و پر زده ایشمارهٔ ۸۳ - در غزل استدلبر من کودکست ناز نداند همیشمارهٔ ۸۴ - در غزل استسرمایه ای است سنگین؛ زلف تو دلبری راشمارهٔ ۸۵ - در غزل استزلف تو دین مرد دینی بردشمارهٔ ۸۶ - در غزل واشارت بمدح حسن ابوالعمید استجانا دل من تو را مرید استشمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب استبپیچ سنبل اندر تاب داریشمارهٔ ۸۸ - در غزل واشارت باسم خواجه اوحد استز عشق تو کشیدم گرد دل سدشمارهٔ ۸۹ - در غزل استهر کو چو تو دلستان نداردشمارهٔ ۹۰ - در غزل استتا کرده ام ای دوست به عشق تو تولاشمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی استای دل به جان و مال خر گر بوسه جانان خریشمارهٔ ۹۲ - در غزل استمعشوق و بهار و باغ و بادهشمارهٔ ۹۳ - در غزل استعاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خوردشمارهٔ ۹۴ - در توحید و منقبت و تخلص به مدح سید اجل شرف الدین محمد نقیب گویددارای آسمان و زمین کردگار ماستشمارهٔ ۹۵ - در موعظت و نصیحت و دعوت به خداپرستی و زهد در دنیا و رغبت به آخرتستاز بد این مردمان، وز غم این روزگارشمارهٔ ۹۶ - در مدح عمادالدین ابومحمد حسن بن محمد بن احمداسترآبادی قاضی ری گویدای که در دنیا همه جدی و در دین سرسریشمارهٔ ۹۷ - در موعظت و نصیحت و دعوت به اعراض از دنیا و اقبال به آخرت گویدای آز و ناز کرده تو را سغبه جهانشمارهٔ ۹۸ - در موعظت و نصیحت و زهد در دنیا و رغبت به آخرت گویدجهان سرای و بال است و بارگاه عذابشمارهٔ ۹۹ - در موعظت و نصیحت و ترهیب از دنیا و ترغیب به آخرت گویدمدبری که به فرمان او است جان درتنشمارهٔ ۱۰۰ - در تأسف بر ایام جوانی و شکایت از عوارض پیری و درنصیحت و مناجاتنماند است در چشم من روشنائیشمارهٔ ۱۰۱ - در اثبات صانع و توحید او و بیوفائی دنیا و یادآوری مرگ و موعظت و نصیحت گویدروزی دهی که بر دو جهان است پادشاشمارهٔ ۱۰۲ - در موعظت و نصیحت و دعوت به زهد در دنیا و رغبت به آخرت گویدای شده عمر تو ضایع در تمنای محالشمارهٔ ۱۰۳ - در موعظت و نصیحت گویدمکن دین در سر دنیا ز خودرائی و نادانیشمارهٔ ۱۰۴ - در توحید و زهد و موعظت گویدپس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشدشمارهٔ ۱۰۵ - قسمت اولی است از قصیده ای ؛ و موجود از آن در بیان توحید استپروردگار عالمیان است کردگارشمارهٔ ۱۰۶ - در منقبت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عدل خدای تعالی و مدح سید فخرالدین و پدر او سید شمس الدین که هر دو رئیس شیعه در ری بوده اند گویدمرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهدشمارهٔ ۱۰۷ - در موعظت و نصیحت و تحذیر از دنیا و تذکیر مرگ و تصدیق حشر و نشر گویدعزیزا چند رنگارنگ این دور جهان بینیشمارهٔ ۱۰۸ - در موعظت و نصیحت و ترغیب به اختیار آخرت بردنیا گویدعمرها کوتاه گشتست ای عزیزان زینهارشمارهٔ ۱۰۹ - در عدل خدای تعالی و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام و موعظت و نصیحت و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی گویدچهار دار امام ای پسر ولی سه چهارشمارهٔ ۱۱۰ - در مرثیت سیدالشهدا علیه السلام و ذکر مصائب آن حضرت و اهل بیت او گویدروز دهم ز ماه محرم به کربلاشمارهٔ ۱۱۱ - در مدح خاتم الانبیاء «ص» و اهل بیت و اصحاب او و موعظت و نصیحت گویدهرکه زین در نشانه ای یابدشمارهٔ ۱۱۲ - در موعظت و نصیحت و حقانیت مذهب اثنا عشری گویدتا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتنشمارهٔ ۱۱۳ - در تفکر در آثار قدرت خدای تعالی و در موعظت و نصیحت گویدخداوندی است عالم را جهان آرای و گیتیبانشمارهٔ ۱۱۴ - در توحید و پند و زهد گویدای از خدا عزوجل بر تو آفرینشمارهٔ ۱۱۵ - در منقبت امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصوم او علیهم السلام و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی رحمة الله علیه گویدچو صاحب شریعت پس از کردگارشمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش و توحید خدای تعالی و درموعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گویدمدبری ملکی بر جهان جهانبان استشمارهٔ ۱۱۷ - از ترکیب بندی است در توحید و مناجات و پند و موعظت و منقبت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمبدان خدای که جان آفرید و روزی دادشمارهٔ ۱۱۸ - ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و شیعیانش گفتهجز آفریدگار جهان آفریده نیستشمارهٔ ۱۱۹ - در توحید و مناجات ومنقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و مدح منتجب الدین حسین بن ابوسعد ورامینی «ره» گویددارنده گردون و نگارنده اخترشمارهٔ ۱۲۰ - در توحید و مناجات گویدبس مبارک بود چو فر همای