گنج

شمارهٔ ۱۰۵ - قسمت اولی است از قصیده ای ؛ و موجود از آن در بیان توحید است

۲۴ بیت
پروردگار عالمیان است کردگارهژده هزار عالم را آفریدگار
روزی ده خلایق و دارنده جهانداننده نهان و خداوند آشکار
پاکی منزهی که تصرف همی کنددر روزهای روشن و اندر شبان تار
او می برآورد سرشب رابه دست روزاز دامن خزان به گریبان نوبهار
بر هستی و یگانگیش برگوا شدهار خاک مور و مار و ز خورشید و نور و نار
بر شاخ صنع او چو دو مرغند روز و شباین باز پرده در شده وان باز پرده دار
مه را کمال قدرت او جلوه می کندبر تخت شب ز کله گردون عروس وار
خورشید را به روی فلک برهم او کندچون آتشین سپر ز بر آبگون حصار
جز آفریدگار که داند فروختنبر چرخ شمع و مشعله صدبار و صدهزار
از مرکبان باد بهم برزند جهاناز بحرشان زمین کند از ابرشان سوار
از پاره های ابر هوا پر شترکنداز رعدشان درا دهد از برقشان مهار
چون باغ در بهار بیاراسته جهانوز قد خلق کرده درختان میوه دار
طاوس آفتاب خرامان ز صنع اوستدر باغ صنع بر چمن «تولج النهار»
صحرای بی کرانه ز آثار رحمتشپرموج نعمت است چو دریای بی کنار
گلها ازو چو جعد گشایان کاشغرگلها ازو چو قند لبانان قندهار
از میوه و نبات و ریاحین و جانورکرده نگارخانه قدرت پر از نگار
اندر بهار پیرهن شعر گل که دوختآن آفریدگار که سوزن کند ز خار
اندر خزان به نرگس تاج آن همی دهدکاراستست گوش سمن را به گوشوار
از برف و زاغ در مه دی باغها ازاوستپرلعبتان چین و سیاهان زنگبار
اندر تموز باغ کند همچو آسمانهمچون ستاره میوه برآرد ز شاخسار
آنگاه زهره وار کند شکلهای سیبپروین شاخها کند از دانه های نار
سبحان آن خدای که او را مسبح اندشیران بیشه ها در و مرغان به مرغزار
بر عاجزان کشتی هنگام موج خیزساکن شود به نامش دریای بی قرار
در دعوت مسیح ز گل پرورید مرغدر معجز کلیم ز چوب آورید مار