شمارهٔ ۷۴ - در غزل است
کار تو به آسمان رسیدستعشقت به همه جهان رسیدست
اسب تو به مرغزار رفتستمرغ تو به آشیان رسیدست
تو فتنه آخرالزمانیاین پیک به این زمان رسیدست
گستاخ شدست دست عشقتدر کیسه این و آن رسیدست
در عشق تو سود ما زیان استتا کار به سوزیان رسیدست
امروز مرا که از تو دورمفریاد به آسمان رسیدست
دریاب که از لب تو دریاکشتی به میان میان رسیدست
قربان فراق شد قوامیکش کار ز غم به جان رسیدست
مارا ز غم عشق تو دیرستتاکارد به استخوان رسیدست