شمارهٔ ۳۲ - در مدح و تبریک عید و تقاضای صلت
نوروز مبارک باد ای آیت فیروزیهر روز تو را فتحی بادا ز فلک روزی
آراسته شد عالم آراسته کن مجلسمرکب چه همی تازی کینه چه همی توزی
زآن چشمه خور کردند از پرده شب پیداتاپرده غم دری تا چشم عدو دوزی
در بند در دشمن، بگشای سر کیسهتاسیم نیندازی تو نام نیندوزی
با جان نکورویان و اندرتن بدخواهانچون آب همی سازی چون نار همی سوزی
آنی که گه و بیگه در سختی و در راحتروز عدوت را شب شبهای مرا روزی
در هر سخنی با ما ده نادره بفزائیدر هر نفسی ما را ده نکته درآموزی
هم حرمت ضرائی هم حشمت سرائیهم سید فردائی هم خواجه امروزی
ممدوح چو تو باید مداح چو من زیرامن سر بتو افرازم تو رخ به من افروزی
هر روز که نو گردد بادی تو به شادی دربنشانده ز دل انده بنشسته به نوروزی