گنج

شمارهٔ ۶۵ - در غزل است

۹ بیت
همه ای دل بلای ما خواهیکه به رغبت همی جفا خواهی
این چه عادت است و خو که تو راستاین همه رنج و غم چرا خواهی
وصل یاری طلب کنی پیوستکه بدان در صداع ما خواهی
یک جهان آرزو و تو ز جهانهمه سیمرغ و کیمیا خواهی
عمر چون خرج کرده شد عوضشاز که جوئی و از کجا خواهی
ازتو بی کارتر تو باشی همگر از این دلبران وفا خواهی
یارت آن است که تو را بیندگوید ازسخره خه کرا خواهی
به از این دوستی به دست آورگر همی دوست و آشنا خواهی
پس قوامی به جای آوردمکه بدین تو همی مرا خواهی