شمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب است
بپیچ سنبل اندر تاب داریمیان نرگس اندر خواب داری
دل از عشق تو چون قندیل دارمکه روی از حسن چون محراب داری
دلم بیتاب گشت و دیده پرآبکه زلف و رخ بتاب و آب داری
شفا از بوسه تو یافت جانمهمانا در دو لب جلاب داری
شدستی شرمگین تا از بنفشهطراز لاله سیراب داری
تو را منشور حسن اکنون درست استکه طغرا«ئی» ز مشک ناب داری
اگر تو ماهی ای دلبر چرا پسمرا رخساره چون مهتاب داری
قوامی خاکپای تو است اگر توسر خواجه علی ضراب داری