شمارهٔ ۷ - در مرثیت امام زاده گفته
میر امام زاده که چون او نیافریدتا از عدم خدای همی بنده آورد
از شوم قتل آن تن بی سر بدیع نیستگر جویبار سرو سرافکنده آورد
دل مرده ای بود که ننالد ز درد اویای طرفه مرده ای که خبر زنده آورد
مرد آن بود که روز بلا پیش دوستانبر درد دوست دل به غم آکنده آورد
بنگر چه صعب درد بود درد قتل اویکان تیره شب ز روز درفشنده آورد
آرد به زعفران جا هر سال گریه هاآن زعفران که خاصیتش خنده آورد