گنج

شمارهٔ ۲۴ - در مدح شخصی محمد نام و تقاضای صلتی از او

۱۲ بیت
خواجه شغل بنده را تیمار دارتا کمر پیشت ببندم بنده وار
وقت من خوش دار و برگم ده که منخوشترین وقتی تو را آیم به کار
تا بود نام محمد بر سرتاز قوامی به نیابی یار غار
موی اشقر داری و الفاظ جزلراست گوئی حیدری با ذوالفقار
لفظ من در تو نگشته درفشاندست تو بر من بود دینار بار
از تو زیباتر ندیدم آدمیاین چه فضلست الله الله زینهار
ای بزرگ این جمله در باقی نهیموقت را گر خردکی داری به یار
هیچ می دانی که من زن کرده اموز پی روزی به رنج از روزگار
مهر زن بر گردن و مهرش مراچون شتر کرده است در بینی مهار
آب پشت من مرا برد آبرویتاشدم بر چشمها چون خاک خوار
بنده ای بودم ملک را پیش از اینخامش و آهسته و پرهیزگار
آتش شهوت کنونم کرده استز آب پشت و باد حمدان خاکسار