گنج

شمارهٔ ۲۳ - در مدح امین الملک و تقاضای صلتی از او

۱۰ بیت
ای مبارک پئی که بر گردوننایب رای توست سیاره
کرده ای پای بخت را خلخالداده ای دست ملک را یاره
دشمنان تو را به گرد جهاندارد آوازه تو آواره
پیش رای تو ای امین الملکخواهم احوال گفت یک باره
دان که مداح بی کفایت توقلتبانی است روسبی باره
هست معلوم خواجگان که امروز. . . این بنده نیست آن کاره
ای که برآستانه در تواهل حرمت نهند رخساره
بنده بی برگ و هر زمان گوش استکاورد بچه این فلان خواره
چیست آخر مرا بگوی اکنونچاره این ضعیف بیچاره . . .؟
ریشم اندر کنیف خونین بادگر مرا هست وجه گهواره