گنج

شمارهٔ ۵ - در مدح شاه بطور عام و عرض تسلیت بدو شاه خاص

۲۶ بیت
تا زمین زیر گنبد خضراستبی جهانیان جهان نیاید راست
تاز گردش فلک نیاسایدبر زمین شاه داد گر باید
شاه خورشید جان فزای بودبر زمین سایه خدای بود
بشکند گردن وضیع و شریفبکند حکم بر قوی و ضعیف
باز دارد چو گرددش معلومآفت ظالم از سر مظلوم
شغل دولت چو شیر پستانستعالم اطفال و دایه سلطانست
درنگر تا چه آید از تقصیرکار برطفل چون نیابد شیر
شاد باش ای قوامی هنریکاهل ری را سنائی دگری
آفرین گوی شاه اعظم رابعد از آن خسرو معظم را
آن ولی عهد دو شه مسعودشاه عادل مغیث دین محمود
ای بزرگان دولت و ملتدین و ملک از شماست با صولت
همه منقاد شاه ملک آرایهمه فرمانبر کتاب خدای
از شما باد تازه در دو جهاندین یزدان و دولت سلطان
ملک را گر مصیبتی افتادهیچ غم بر دل دو شه مرساد
از سراپرده‌های سلطانیحوریی شد به باغ یزدانی
خلق را دل چرا دژم گشتست . . .!چون گلی از دو باغ گم گشتست
آب در دیده جهان خون شدیک چراغ از دو خانه بیرون شد
باد مرگ اسب را بر افکندستیک درخت از دو مرز برکندست
چون اجل را درازتر شد دستعقدی از گردن دو ملک گسست
شکر حق کوه ملک بر پایستگر صدف شد دو بحر بر جایست
گر ز معدن یکی گهر بگسستدر دو کشور دو کان گوهر هست
خشک شد چشمه ای به هامون درتیره شد کوکبی به گردون بر
مند مر چرخ جاه را جاویدهر دو سلطان چو ماه و چون خورشید
کی شود بی یکی ستاره تباهآن فلک که آفتاب دارد و ماه
باد در زیر تخت ایشان بادگرد بر تاج هر دو منشیناد
باد در کاخ لهو منزلشانهیچ انده مباد بر دلشان