گنج

شمارهٔ ۷۹ - در غزل است

۷ بیت
دل عاشق ز بیم جان نترسدگرش کار افتد از سلطان نترسد
چه باک است از بلاها عاشقان راکه نوح از آفت طوفان نترسد
به عشق از جان تقرب کرده عاشقچو اسماعیل از قربان نترسد
جفاکش وقت رنج از غم ننالدمبارز روز جنگ از جان نترسد
که اندیشد ز دل آن را که دل نیستز دریا مرد کشتیبان نترسد
قوامی را که جان بازی است در عشقز رنج فرقت جانان نترسد
همه آفاق دانند این که خشتیکه در آب افتد از باران نترسد