شمارهٔ ۸۰ - در غزل است
عشقت شفقت ندارد ای جانمهرت برکت ندارد ای جان
ازجمله نیکوان عالمکس این درجت ندارد ای جان
آن کس که ز عشق تو بمیردجز غم ترکت ندارد ای جان
در راه فراق تو از آن لبعاشق نفقت ندارد ای جان
من ساکن از آن شدم که بی توجانم حرکت ندارد ای جان
چندان که نگه کنم ز عشقتکارم ثمرت ندارد ای جان
بر عاشق مشفقت قوامیآن لب شفقت ندارد ای جان
یک بوسه به بنده باز دادنچندین عظمت ندارد ای جان