شمارهٔ ۱۷ - در مدح نجم الدین لقبی و درخواست دو چیز از او
ایا نجم دین گر تو احسان کنیهمه درد را جمله درمان کنی
اگر چه نه ای آصف بر خیاکه از خیل دیو اهل دیوان کنی
سزد کز کفایت تو در مملکتچن و دخل و خرج سلیمان کنی
همی بینم از دست پر خیر توکه چون با همه خلقی احسان کنی
همیشه سرای تو آباد بادکه آزادگان را تو مهمان کنی
قوامی از آنست مداح توکه تا کار او را به سامان کنی
مکن با من اکنون دو کارای ظریفکه پس عورت بنده عریان کنی
یکی آنکه چیزی نبخشی مرادگر آنکه هنگامه بیران کنی