شمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفته
آنکه دولت بنده ایام اوستشکر خلق عالم از انعام اوست
پایه دولت ز قدر و جاه اوستسایه ملت ز بانگ و نام اوست
جود او شخصیست بر روی زمینشکل هفت اقلیم هفت اندام اوست
آب حیوان زان خط چون ظلمت استمعجزات خضر در اقلام اوست
پادشاه چرخ شد خورشید از آنکپاسبان وارش گذر بر بام اوست
فضل او جامیست بر دست خردراحت ارواح در ایام اوست
تا چنین جامی است او را زان جهانجان کیخسرو فدای جام اوست
عقل او سیمرغ پنهان صورتستکوه قافش خلقت پدرام اوست
کس نبیند در جهان سیمرغ رااز برای آنکه اندر دام اوست
مادت شیراز پی اطفال ملکاز سر پستان عدل عام اوست
آفرینش دوستان را چون بود!؟که افتخار دشمنان دشنام اوست