بخش دوم
شمارهٔ ۱زهی نام تو سر دفتر کتاب نکته دانی راشمارهٔ ۲دمی خواندم من خاکی کتاب آسمانی راشمارهٔ ۳برافکن پرده از رخسار یاراشمارهٔ ۴نموده رخش تا جمالی مراشمارهٔ ۵روا مدار که با خنجر ستم ما راشمارهٔ ۶بدست غیر مده زلف پرشکن یاراشمارهٔ ۷اگر چه رفتی و کشتی ز دوریت ما راشمارهٔ ۸ای عشق تو مدعای دل هاشمارهٔ ۹عمری طلب رازی کردم به در دلهاشمارهٔ ۱۰الصلا ای عشق رهبر الصلاشمارهٔ ۱۱ندارد مه چو یارم روی زیباشمارهٔ ۱۲ساقی بیا در جام کن آنباده گلفام راشمارهٔ ۱۳بلبل که ز عشق گل نالد به گلستانهاشمارهٔ ۱۴مکن ناصحا منع من از حبیبشمارهٔ ۱۵زهی روی تو خورشید جهانتابشمارهٔ ۱۶مگر فکنده به رخ یار من نقاب امشبشمارهٔ ۱۷مرا در خلوت دل خانه هستشمارهٔ ۱۸روی تو که رشگ آفتابستشمارهٔ ۱۹سحرگاهان که بگشاده در دوستشمارهٔ ۲۰ای صبح وصال ما ز رویتشمارهٔ ۲۱بدل عمریست می ورزم خیالتشمارهٔ ۲۲بدل بنشسته تا نقش خیالتشمارهٔ ۲۳ساقیا جرعه شراب کجاستشمارهٔ ۲۴ای آنکه ترا بمن نظر نیستشمارهٔ ۲۵سودی نرسد بجز زیانششمارهٔ ۲۶چشمت که بلای چشم آهوستشمارهٔ ۲۷این دل که جنون همیشه اش خوستشمارهٔ ۲۸از این غیرت دلم چون غنچه خونستشمارهٔ ۲۹نمیدانم دلم را حال چونستشمارهٔ ۳۰رخش که از نظر خلق جمله محجوبستشمارهٔ ۳۱نه تنها ظهور صفاتت بذاتستشمارهٔ ۳۲ای صفاتت همه آئینه ذاتشمارهٔ ۳۳لعل تو که معدن حیاتستشمارهٔ ۳۴روی تو که آئینه رخسار تجلیستشمارهٔ ۳۵هر سحر کز آن دو چشم جادوستشمارهٔ ۳۶هر سرو سهی که بر لب جوستشمارهٔ ۳۷سروی چو قدت جلوه کنان گه بچمن خاستشمارهٔ ۳۸باده عشق تو امروز نه در جام منستشمارهٔ ۳۹گرم ز زلف سیاه تو دست کوتاهستشمارهٔ ۴۰آن یار که دی از بر من بار سفربستشمارهٔ ۴۱یاری که وداعم ننمود و بسفر رفتشمارهٔ ۴۲نه تنها شبم تیره از موی اوستشمارهٔ ۴۳مرا قبله جان کنون روی اوستشمارهٔ ۴۴ای روشنی چشم مرا روی تو باعثشمارهٔ ۴۵ای خاک پایت بر فرق من تاجشمارهٔ ۴۶ای قفل دل ما را لعل لب تو مفتاحشمارهٔ ۴۷منم که با مژه تر کنم گهر سوراخشمارهٔ ۴۸بلبلا نعره مستانه مبارک باشدشمارهٔ ۴۹دل گرچه ترا بمن نباشدشمارهٔ ۵۰کسی کان غم دلستانی نداردشمارهٔ ۵۱گذر چون ترا بر مقامم فتادشمارهٔ ۵۲دلی دارم ز عشق آن پری زادشمارهٔ ۵۳گرم صد ره زنی با تیغ بیدادشمارهٔ ۵۴یارم که سر وفا نداردشمارهٔ ۵۵چو مرغم تا قفس بنیاد کردندشمارهٔ ۵۶کسیکه ذوق تمنای دوستان داردشمارهٔ ۵۷نخستین دم که عالم آفریدندشمارهٔ ۵۸ز رویش دسته گل آفریدندشمارهٔ ۵۹مرا تاعشق او ارشاد کردندشمارهٔ ۶۰گریه عاشقان سحر باشدشمارهٔ ۶۱تا مرا نور در بصر باشدشمارهٔ ۶۲دنیا مطلب که نیست جاویدشمارهٔ ۶۳خرم دل یاری که نگارش چو سفر کردشمارهٔ ۶۴ای ز لبت کام ما چون نیشکر لذیذشمارهٔ ۶۵بیا ای از رخت چشم بدان دورشمارهٔ ۶۶ای بیخبر از وفای دیگرشمارهٔ ۶۷سرنهادم برت بخاک نیازشمارهٔ ۶۸بهار آمد ای بلبل خوش نفسشمارهٔ ۶۹درآمد از درم مه خلعتی دوششمارهٔ ۷۰نه تنها دین و دل برد از نگاهششمارهٔ ۷۱ای نهان از توام بجام اخلاصشمارهٔ ۷۲ای لعل می آلودت از جوش شکر فیاضشمارهٔ ۷۳ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباطشمارهٔ ۷۴ای خدایت زهر بلاحافظشمارهٔ ۷۵گیرم از خلق توانکرد نهان فعل شنیعشمارهٔ ۷۶یکی روز رفتم بگلگشت باغشمارهٔ ۷۷مرا اتفاق از هجوم مخالفشمارهٔ ۷۸کسیکه عشق تو بر نقد دل شدش صرافشمارهٔ ۷۹خدای یکتا بداد ما را دویار زیبا نجیب و عارفشمارهٔ ۸۰چو بلبلی که بود آن بگلستان مشتاقشمارهٔ ۸۱بیشتر زانکه رسد باده ز روئیدن تاکشمارهٔ ۸۲هرسو که کنی روتو بدینشکل و شمایلشمارهٔ ۸۳عمریست تا چو شمع بخدمت ستاده ایمشمارهٔ ۸۴ای روی نکرده هیچ سویمشمارهٔ ۸۵زهی مصحف رو که در وی رقمشمارهٔ ۸۶اکنون که بطره ات اسیرمشمارهٔ ۸۷من جز تو کسی دگر ندارمشمارهٔ ۸۸ز گل و گلاب و ز لاله پیاله می جویمشمارهٔ ۸۹من خونین جگر داغی که از هجران بدل دارمشمارهٔ ۹۰نه این زمان ز می جلوه تو من مستمشمارهٔ ۹۱سالها شد که به دل نقش مرادی دارمشمارهٔ ۹۲بیا که تشنه لعلت چو آب یاقوتمشمارهٔ ۹۳ای ز نور تو چشم جان روشنشمارهٔ ۹۴ندانم آخر از داغ دل منشمارهٔ ۹۵چو بسمل کردی و بردی دل منشمارهٔ ۹۶نه تنها منزل او شد دل منشمارهٔ ۹۷دگر بگرفته در کف خنجرش بینشمارهٔ ۹۸دگر دل پای بست دیگرش بینشمارهٔ ۹۹رخ زیبا چو ماه روشنش بینشمارهٔ ۱۰۰چندم زنی ای بت جفاجوشمارهٔ ۱۰۱ساقی مصطب جانم تنناها یاهوشمارهٔ ۱۰۲امشب نگارم با روی چون ماهشمارهٔ ۱۰۳زهی بر جمالت جمال آینهشمارهٔ ۱۰۴ای کرده تلف عمر گرامی بمناهیشمارهٔ ۱۰۵ای خفته دراین سرای فانیشمارهٔ ۱۰۶ساقی ز چه روی سرگرانیشمارهٔ ۱۰۷کهن پیرا چو عهد نوجوانیشمارهٔ ۱۰۸تو در خوبی باین خوبان نمانیشمارهٔ ۱۰۹نهان بابر نخواهی گر آفتاب تجلیشمارهٔ ۱۱۰دم رفتن نکرد او گر وداعیشمارهٔ ۱۱۱ابروی تو آئینه انوار الهی