گنج

شمارهٔ ۳۳

۹ بیت
لعل تو که معدن حیاتستاز حسرت آن حیات ماتست
هر جلوه ز روی بی نظیرتمنظور جمیع ممکناتست
قائم بوجودت ار نباشدمعدوم وجود کایناتست
سحری که ترا بچشم جادوستمفتاح کنوز معجزاتست
این عقده که بسته طره توبگشای که حل مشکلاتست
شیرین ز کف تو کاسه زهردر کام چو شکر و نباتست
با غمزه بگو کند هلاکمکاین نیست هلاکتم، نجاتست
بر قول رقیب و عهد سستشتکیه نکنی که بی ثباتست
رخسار تو پیش دیده نورمرآت تجلیات ذاتست