گنج

شمارهٔ ۹۳

۷ بیت
ای ز نور تو چشم جان روشنجان چو باشد همه جهان روشن
گرنه شب از رخت بتابد نورکی شود ماه آسمان روشن
آفتاب فلک هم از رویتکرده روز جهانیان روشن
وصف روی تو کرده در مجمعتا شده شمع را زبان روشن
بین چراغان لاله از رویتهر سحرگه ببوستان روشن
باشد آئینه سان ز عکس رختدلم ای دوست جاودان روشن
از رخت نور تو تجلی کردشد زمین روشن و زمان روشن