شمارهٔ ۱۱
ندارد مه چو یارم روی زیبااگر دارد ندارد موی زیبا
ندیده بر فلک چشم زمانههلالی همچو آن ابروی زیبا
شده بس دل بدنبالش پریشانپریشان کرده تا گیسوی زیبا
خیال سرو قدانم ز خاطرهمه برد از قد دلجوی زیبا
هزارش فتنه هر دم در کناریستز سحر نرگس جادوی زیبا
بیغما داده دین بس مسلمانز کفر طره هندوی زیبا
گل افشان بین زو صفش خامه نوربگو آن دم ز رنگ و بوی زیبا