گنج

شمارهٔ ۴

۸ بیت
نموده رخش تا جمالی مرابدل بسته نقش خیالی مرا
ز هجرش چه نالم که مهرش نمودزهر ذره راه وصالی مرا
نماید جهان جمله پیش نظرز خورشید رویش ظلالی مرا
زبان را چه یارا که گوید جوابکند از لبش گر سؤالی مرا
ز طاوس حسنش چگویم که دلز کف برده پر و بالی مرا
دراین پرده نقش دو کون از رخشبود در نظر خط و خالی مرا
چه کم گردد از کوثر رحمتشبکام ار بریزد زلالی مرا
چه نور از تجلی نورش بدلرسد هر نفس طرفه حالی مرا