شمارهٔ ۱۰۴
ای کرده تلف عمر گرامی بمناهیبگذر ز مناهی و مکن بیش تباهی
زین جمله مناهی که نمودی چه ربودیبنمای چه داری تو ز عرفان الهی
عرفان الهی اگرت نیست چه حاصلگیرم که شدی شهره تو از ماه بماهی
زین کهنه ونو حق نتوان یافت بتحقیقنه از نمد فقر و نه از اطلس شاهی
پیری بطلب تاکه چه نورت بزدایداز چشم تو این رنگ سفیدی و سیاهی