شمارهٔ ۱۸
روی تو که رشگ آفتابستاز رشگ دل آفتاب آبست
در برقع زلف ماه رویتتابنده چو مهر در سحابست
نرگس ز حیای چشم جادوتپیوسته چو بخت من بخوابست
سنبل ز هوای زلف هندوتسرتا بقدم به پیچ و تابست
پیمانه که داده کام مستاناز لعل لب تو کامیابست
بوسیدن لعل نوشخندتدرکام مرا چو شهد نابست
چون ماهی دور مانده ازآبدل بیتو مرا در اضطرابست
ابروی تو اینچنین کمانداراز تیر دعای مستجابست
با عشق وجود عقل هیچستکان بحر محیط و این سرابست
هر فرد از این غزل که بینیاز دفتر نور انتخابست