شمارهٔ ۲۴
ای آنکه ترا بمن نظر نیستمنظور بجز توام نظر نیست
تا نور تو بر قمر نتابداین تابش نور در قمر نیست
این چاشنئی که در لب تستکمتر ز حلاوت شکر نیست
ریگش بدهن کسی که گویددندان تو خوشتر از گهر نیست
از حال دلم خبر چه پرسیدل پیش تو و ترا خبر نیست
مرغیست دلم که بر تن اوجز تیر غم تو بال و پر نیست
نخلیست محبتت که از ویجز محنت و غم مرا ثمر نیست
بر پای تو تا نهاده ام سرهرگز خبرم ز پا و سر نیست
بی بر تو آفتاب رویتچون نور شب مرا سحر نیست
ما را که بجز تو در نظر نیستبیروی تو نور در بصر نیست