شمارهٔ ۹۸
دگر دل پای بست دیگرش بینهوای عشقبازی در سرش بین
همه سرگشته از سودای عشقتبسر سودای عشق دیگرش بین
ز عشق نامسلمانی شده غرقصف مژگان و چشم کافرش بین
گواه عشق در شرح محبترخ زرد و سرشک احمرش بین
ز زخم چون خودی پر خون و مجروحدل صد پاره غم پرورش بین
بمعشوقی و حسن آشوب خلقیبعشق عاشقی بی یاورش بین
چو نور از عشق گلروئی گل افشانز خوناب جگر چشم ترش بین
دگر آشفته بر قتل منش بینبخون تشنه دست و دامنش بین
هزاران لاله حمرا بدامنزداغ سرخی خون منش بین
ز موی مشکفام و روی زیبابشام تیره صبح روشنش بین
بعارض غیرت خورشید گردونبقامت رشک سرو گلشنش بین
برغم عاشقان شب تا سحرگاهبه پهلوی رقیبان خفتنش بین
چو نور ار بایدت درج معانیبر الماس بیان در سفتنش بین