شمارهٔ ۸۰
چو بلبلی که بود آن بگلستان مشتاقدلم بود بجمال تو دلستان مشتاق
جهانیان همه گر شوق بوستان دارندمراست دیده بدیدار دوستان مشتاق
چو دیگران نیم ایدوست با وجود تو منبسیر و باغ تماشای بوستان مشتاق
دلم نمیرهد ای گل ز خار دیوارتکه هست بلبل نالان بآشیان مشتاق
نظر بغیر تواش نیست بر کرشمه خورچو نور هر که ترا هست در جهان مشتاق