گنج

شمارهٔ ۶۰

۸ بیت
گریه عاشقان سحر باشدکه سحر گریه را اثر باشد
حالت عاشق این بود جاویدکه لبش خشک و دیده تر باشد
راز عشقش چه جوئی از عقلاعاقل عشق بی خبر باشد
عقل با عشق هم ترازو نیستسنگ این دیگر آن دگر باشد
هیچ برجا ز عقل نگذاردهرکجا عشق در گذر باشد
اینقدر طاقتش کجاست که عقلناوک عشق را سپر باشد
عشق مغز است و عقل همچون پوستپوست از مغز بهره ور باشد
تا بود نور عشق منظورشسوی عقلش کجا نظر باشد