گنج

شمارهٔ ۷۷

۱۰ بیت
مرا اتفاق از هجوم مخالفزمانی توقف نشد در مواقف
اگر چه توقف نشد حاصل اماز سر مواقف شدم جمله واقف
کسی کو دلش شد چو آئینه صافیبکشف ضمائر همه هست کاشف
سردلاف عرفان بگیتی کسی راکه عارف شد از جمع و فرق معارف
بود قطع الفت ز اغیار آسانولی هست مشکل زیار مؤالف
خداراست منت که از خوان نعمتمرا کرده انعام دخل و مصارف
بتوصیف ذات و صفاتش چه یارازبان و قلمرا که بودند عارف
جوانی چو رفت و به پیری نمودیالهی در اینموقع نیک واقف
بحق رسولت بآل و صحابهکز این ره مسازم اسیر مخالف
منم نور و امروز اندر ذهابمندیم و مصاحب نجیبست و عارف