شمارهٔ ۷۱
ای نهان از توام بجام اخلاصای بجان از توام نهان اخلاص
جان من چون تو نیست جانانیکه توان داشتن بجان اخلاص
تا بجان کرده جای اخلاصتبا کسم نیست در جهان اخلاص
چون نهان هست با تو اخلاصمگو نباشد مرا عیان اخلاص
شیشه با جام بین چه میگویدباشدش پیر با جوان اخلاص
ساقی امشب دلم فزون داردبمی همچو ارغوان اخلاص
هرکه چون نور باتو خالص شدبایدش داشت جاودان اخلاص