گنج

شمارهٔ ۵۸

۸ بیت
ز رویش دسته گل آفریدندز مویش جعد سنبل آفریدند
دراین میخانه بهر می پرستانز لعلش ساغر مل آفریدند
کمند دلربائی در قفایشز مشکین تار کاکل آفریدند
بتار زلفش از هر پیچ و تابیبسی دور و تسلسل آفریدند
دمی عشقش مرا تعلیم کردندکه آن حسن و تجمل آفریدند
مدامم توشه از خوان قناعتبدامان توکل آفریدند
چو آن چهچه شنیدند از لب جامبحلق شیشه غلغل آفریدند
بگلزار سر کویش دل نوربصد زاری چو بلبل آفریدند