گنج

فرامرزنامه

بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهاناز آغاز باید که دانی درستبخش ۲ - گفتار در آفرینش مردممگر مردمی خیره دانی همیبخش ۳ - گفتار در آفرینش آفتاببه چندان فروغ و به چندان چراغبخش ۴ - در آفرینش ماهچراغیست مر تیره شب را بسیجبخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانشاگر دل نخواهی که باشد نژندبخش ۶ - داستان رستم پور زال در هفت ده سالگی و جنگ کردن او با ببر بیان قسمت اولبه نام خداوند مشکل گشایبخش ۷ - داستان رستم پور زال در هفت ده سالگی و جنگ کردن او با ببر بیان قسمت دومسپر در پس پشت خود کرد تنگبخش ۸ - آغاز داستان فرامرز پور رستم زال و بانو گشسب خواهر اوبه فرمان دادار فیروزگربخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسبچو دریا دل بانو آمد به جوشبخش ۱۰ - جنگ کردن رستم با فرامرز و بانو گشسب (و) آزمودن رستم، ایشان را پنهان داشتن خود را در جنگبدانست رستم که او سرکش استبخش ۱۱ - باز نمودن راز خود، فرامرز و بانو گشسب با رستم زال و جنگ کردن ایشانبرفتند اندوه‌گین هر دوانبخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستمچو بانو در آن جنگ پیکار دیدبخش ۱۳ - اندر شکار رفتن فرامرز با بانو گشسبپس آنگاه چون بخت و دولت به همبخش ۱۴ - ملاقات کردن پیران، فرامرز را و سخن گفتن هر دو به صلحکه گر می پذیری درین صیدگاهبخش ۱۵ - سخن گفتن فرامرز با پیران برای مهمانداری و قبول کردن پیران و تورانیان و مهمانی کردن فرامرز، ایشان راشما را اگر دوستی در سر استبخش ۱۶ - عاشق شدن شیده پسر افراسیاب بر بانو گشسب در میدان شکارز بالاش بر سرو بستم سخنبخش ۱۷ - لاف زدن تمرتاش پیش افراسیاب برای گرفتن بانو گشسب و دلخوش نمودن گرسیوز افراسیاب او راز رستم چه داری تو دل پر هراسبخش ۱۸ - زنهار خواستن سه پلوان از بانو گشسبابا او سه گرد سرافراز بودبخش ۱۹ - تمثال آوردن پیران و گفتن حقیقت پیش افراسیاب (و) منع کردن پیران،افراسیاب را برای جنگ بانو گشسبسپهدار توران دلش تنگ شدبخش ۲۰ - گفتار اندر خواستگاری کردن پادشاهان هندوستان برای بانو گشسب ونامه نوشتن ایشان برای زال زرزبانو بگویم یکی داستانبخش ۲۱ - جواب نوشتن زال و رستم به هرسه پادشاهان هندوستانچونزدیک دستان رسید این پیامبخش ۲۲ - جنگ کردن پادشاهان هندوستان با بانوگشسبچو خورشید بنمود زرین درفشبخش ۲۳ - جنگ کردن بانوگشسب با جیپورشاه (و) شکست خوردن جیپورشاه در صف جنگبه جیپور گردید بانو دوچاربخش ۲۴ - داستان ایران و ایرانیان گوید که با هم مکدر داشتند اوشان راکنون داستانی ز ایرانیانبخش ۲۵ - گفتگو کردن پهلوانان ایران در پیشگاه کیکاوس از برای بانوگشسببه نام خداوند جان و جهانبخش ۲۶ - شراب خوردن پهلوانان ایران در پیش کیکاوس و بدمستی کردنسخن رفت از بانوی ماه وشبخش ۲۷ - گفتگو کردن پهلوانان با یکدیگر از برای بانو گشسبیکی گفت اگر در صف کارزاربخش ۲۸ - تنگ آمدن شاه کیکاوس از پهلوانان ایران و طلب کردن رستم راچو آن فتنه را دید کاوس کیبخش ۲۹ - اقرار کردن رستم با پهلوانان ایران وقبول کردن پهلوانانچنین گفت رستم کای بخردانبخش ۳۰ - نالیدن رستم از درگاه خداوند و زور خواستن او (و) و گوشه فرش گرفتن و پرت کردن، پهلوانان رانخستین بیامد به جای نمازبخش ۳۱ - عقد بستن بانو گشسب به جهت گیو (و) بردن بانو به خانه (و) ناقبول کردن بانو گشسب، گیو را واحوال آنببستند مه را به مریخ عقدبخش ۳۲ - پیغام آوردن به نزدیک گودرز که گیو، بسته شده به دست بانو در شب اولغلامی به نزدیک گودرز زودبخش ۳۳ - آغاز داستان فرامرز نامه و سرگذشت آن گویدایا دوستداران والا گهربخش ۳۴ - رسیدن نامه نوشاد هندی به نزدیک شاه کیکاوسکه ناگه در آمد یکی نامداربخش ۳۵ - این چند سخن در باب شکایت روزگار هنگام پیری خود گویدچو سالم بشد سی و شش این زمانبخش ۳۶ - وداع کردن فرامرز از نزد کاوس و تأسف خوردن رستم و پند دادن رستم،فرامرز راپسر بار کرد و چو بربست کوسبخش ۳۷ - رفتن فرامرز به هندوستان در شهر نوشاد و پذیره شدن نوشاد وآمدن در شهر به عقب اوچو رستم سخن ها سراسر براندبخش ۳۸ - رفتن فرامرز به جنگ کناس دیو (و) کشته شدن کناس به دست فرامرزچوشد هفته ای پهلو نامداربخش ۳۹ - یافتن فرامرز،گنج ضحاک تازی و خواندن نصیحت نامه او رانوشته یکی تخته دیدند سنگبخش ۴۰ - رفتن فرامرز به جنگ گرگ گویا با بیژن و سوار شدن بیژن برگرگ (و) رفتن در کوه و کشته شدن گرگ به دست بیژنیکی هفته زان گونه بد شادکامبخش ۴۱ - باز آمدن بیژن از گرگ گویا و شرح گفتن از برای فرامرز نامداربیامد به سوی بیابان چو گردبخش ۴۲ - آمدن فرامرز در غار و دیدن گنج نوش زاد بن جمشید و سرگذشت آندر آن گه که برشد خروش خروسبخش ۴۳ - خواندن نصیحت نامه نوش زاد بن جمشیدیکی لوح زرین به بالین اویبخش ۴۴ - رفتن فرامرز رستم به جنگ مار جوشا و کشته شدن مار به دست فرامرزچو یک چند بد با می و رود وجامبخش ۴۵ - رفتن فرامرز و ایرانیان به جنگ کرگدن و کشته شدن کرگدن به دست فرامرزچو یک هفته مستان شدند انجمنبخش ۴۶ - این سخن چند،مصنف در باب خود و نیرنگ روزگار گویدزجور زمانه دلم گشت سیربخش ۴۷ - گفتار اندر نامه نوشتن فرامرز برکید هندی(و) رفتن گستهم در هندچو بشنید از من جهان پهلوانبخش ۴۸ - جنگ فرامرز با گلنگوی (و) گرفتار شدن به دست فرامرز در صف جنگفرامرز گفت این نبرد منستبخش ۴۹ - رزم فرامرز با اروند شاه و گرفتار شدن اروند شاه به دست فرامرزیکی نیزه در مشت گرشاسبیبخش ۵۰ - نبرد فرامرز با طهمور(و) گرفتار شدن طهمور به دست فرامرز در صف جنگفرامرز را گفت کای نامداربخش ۵۱ - جنگ گردن کید و همه هندیان با فرامرز و ایرانیان و گریختن کید و لشکراوچو دریا به موج اندر آمد سپاهبخش ۵۲ - گفتگو کردن فرامرز با گردان ایران (و) پا سخ دادن نوشادکنون گفته زاد سروست بیشبخش ۵۳ - رسیدن فرامرز به شهر نیک نور و جنگ کردن فرامرز با نوشدار و گرفتار شدن نوشدار به دست فرامرزبه روز نخستین مه فرودینبخش ۵۴ - جنگ کردن فرامرز با سنورگرگ و کشتن فرامرز، سنور گرگبرون رفت زان پس به جنگ سنوربخش ۵۵ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمنچو دیدش فرامرز کان فره مندبخش ۵۶ - جواب دادن پیر برهمن، فرامرز رابدو پاسخ آورد پس هوشمندبخش ۵۷ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمندگر گفت کای بحر دانشوریبخش ۵۸ - جواب دادن پیر برهمن فرامرز رابدو گفت دانای هندوستانبخش ۵۹ - سؤال کردن فرامرز،پیر برهمن رادگر گفت کای پیر با آفرینبخش ۶۰ - جواب دادن برهمنبه پاسخ بدو گفت پیر گزینبخش ۶۱ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن پیر برهمندگر گفت کای مهتر پاک زیستبخش ۶۲ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمندگر گفت کای جمله دریای رازبخش ۶۳ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمنبپرسید زان پس دل آشفته گردبخش ۶۴ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمندگر گفت کای نامور مرد شنگبخش ۶۵ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمندگر باره گفتش همی جنگجویبخش ۶۶ - سؤال کردن فرامرز،آخرکاربه پاسخ بدو گفت کای سرفرازبخش ۶۷ - پیغام فرستادن طهمور اروند به نزدیک کید و آمدن دستور، نزدیک کیددر این بود دستور کید بزرگبخش ۶۸ - سخن گفتن دستور کید، فرامرز رابشد پیر دستور و بوسید تختبخش ۶۹ - آمدن کید،پیش فرامرز و بردن فرامرز را به شهر خویشچو بشنید زین گونه کید گزینبخش ۷۰ - درخواستن فرامرز از کید هندی به جهت هر دو دختران او (و)دادن کیدیکی روز پردخته شد پیشگاهبخش ۷۱ - سخن گفتن فرامرز به جهت پذیرفتن دین یزدان و قبول نکردن کیدپس از هفته بنشست با انجمنبخش ۷۲ - پاسخ دادن کید هندی،فرامرز را(و) دین یزدان پذیرفتن اوچنین گفت کید ای جهاندار گردبخش ۷۳ - سؤال کردن پیر برهمن از فرامرزبدو گفت کای مهتر روزگاربخش ۷۴ - جواب دادن فرامرزکه این کوه نبود بجز آدمیبخش ۷۵ - سؤال کردن برهمندگر گفت کی پهلو دلپذیربخش ۷۶ - جواب دادن فرامرزبدو گفت کای پیر زنار بندبخش ۷۷ - سؤال کردن برهمنجهان دیده پیرش چنین گفت بازبخش ۷۸ - جواب دادن فرامرزبه پاسخ بدو گفت کز بخردیبخش ۷۹ - سؤال کردن برهمندگر گفت کای نوجوان برهمنبخش ۸۰ - جواب دادن فرامرزچنین داد پاسخ شه نیمروزبخش ۸۱ - سؤال کردن برهمندگر باره گفت ای جهان سخنبخش ۸۲ - جواب دادن فرامرزفرامرز گفت این درخت آدمیستبخش ۸۳ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن در آخر کار و هویدا کردن دینیکی عقد گوهر بخواهم گشودبخش ۸۴ - پاسخ دادن برهمن و پذیرفتن برهمن کید هندی با جمله هندوستانیان،دین یزدان را از گفته فرامرز پور رستمبه یاد آمد و پیر دیرینه گفتبخش ۸۵ - نامه نوشتن فرامرز به طورگفرامرز چون کرد آنجا درنگبخش ۸۶ - لشکر کشیدن طورگ به جنگ فرامرزتو را میهمانی کنم گرز و تیغبخش ۸۷ - شبیخون زدن طورگ بر فرامرز و شکست خوردن طورگبرون شد از آن لشکر بی شماربخش ۸۸ - نامه نوشتن طورگ به افراسیابطورگ آن زمان نامه از درد و تاببخش ۸۹ - نامه افراسیاب به سوی طورگ و فرستادن شیر مردیکی نامه فرمود سوی طورگبخش ۹۰ - گرفتن فرامرز،حصار را و کشتن طورگ ونامه نوشتن به شاه کیخسرو و پاسخ یافتنز دژ در گشادند و شیر دمانبخش ۹۱ - رفتن فرامرز به هندوستان و نشاندن دستور در مرز خرگاه و نامه نوشتن به رای هندسرماه فرمود تا کرنایبخش ۹۲ - پاسخ دادن رای هند،فرستاده فرامرز راشه هندوان پاسخش دادبازبخش ۹۳ - رزم فرامرز با تجانوی هندیوز آن سو دمنده کیانوش گردبخش ۹۴ - کشتن تجانو پیل هندی را و خشمگین شدن فرامرزتجانوی جنگی زجا در بجستبخش ۹۵ - گرفتن فرامرز،تجانو را به خم کمنداز آن پس بر دیو شد نامداربخش ۹۶ - لشکرکشیدن رای هندی به جنگ فرامرز و رفتن فرامرز به رسم فرستاده،نزدیک رایچواین گفته بشنید برجست رایبخش ۹۷ - سخن گفتن فرامرز با رای هندی و پاسخ یافتنچنین گفت با خسرو هندوانبخش ۹۸ - پاسخ دادن رای هندی، فرامرز راچو این گفته بشنید ازو شاه رایبخش ۹۹ - رزم فرامرز با ده پهلوان و کشتن ایشان راسپهبد برآمد به کردار شیربخش ۱۰۰ - طلب کردن فرامرز،همایون راسپهبد دو پر مایه مرد دلیربخش ۱۰۱ - بازگشتن فرامرز و کمین گشادن لشکر بروهمان نامور شیر مردان هزاربخش ۱۰۲ - آگاهی یافتن رای از لشکر و آمدن از پی فرامرزچو تاریکی شب پدیدار شدبخش ۱۰۳ - خواب دیدن زال و سخن گفتن با رستمدر آن شب به تقدیر پروردگاربخش ۱۰۴ - رزم کردن رای هندی با فرامرززمشرق چو خورشید بفراخت سربخش ۱۰۵ - گرفتن فرامرز،رای هندی را به کمندفرامرز شیرافکن پهلوانبخش ۱۰۶ - بازگشتن فرامرز از هند به ایران زمینسپهبد چو از کوه لشکر کشیدبخش ۱۰۷ - بخشیدن کیخسرو،رای هندی را به فرامرزسپیده چو از باختر زد درفشبخش ۱۰۸ - نامه فرامرز با مهارک هندیبفرمود شیر ژیان تا دبیربخش ۱۰۹ - گذشتن فرامرز از آب و رزم کردن با مهارکچو خورشید بر چرخ گشت آشکاربخش ۱۱۰ - رزم فرامرز با مهارک هندیچو خورشید با تیغ و زرین سپربخش ۱۱۱ - گریختن مهارک از فرامرزمهارک چو تیره شب اندر رسیدبخش ۱۱۲ - رزم شیروی با مهارکسپه را برانگیخت شیروی گردبخش ۱۱۳ - رسیدن فرامرز به یاری شیرویدر آن روز شیرو چو شیر ژیانبخش ۱۱۴ - کشتن فرامرز، مهارک هندی رامهارک چو دید آن سپاه نبردبخش ۱۱۵ - نامه نوشتن فرامرز به شاه کیخسروبه نامه درون سر به سر یاد کردبخش ۱۱۶ - نامه شاه کیخسرو به فرامرزیکی پاسخ نامه فرمود شاهبخش ۱۱۷ - رفتن فرامرز به جزیره های هندچنین گفت گوینده کاردانبخش ۱۱۸ - رفتن فرامرز به جزیره فراسنگ و جنگ کردن با شاه جزیرهاز آن پس جزیری به پیش آمدشبخش ۱۱۹ - رفتن فرامرز به جزیره کهیلا و پذیره شدن شاه کهیلا،فرامرز رابه آب اندر افکند کشتی برفتبخش ۱۲۰ - داستان سیه دیو با دختر شاه کهیلاچنان بود آیین آن شهریاربخش ۱۲۱ - کشتن فرامرز،دیو سیاهسوی پهلوان آمد این آگهیبخش ۱۲۲ - عاشق شدن دختر کهیلا بر فرامرزکنون بشنو از کار دختر خبربخش ۱۲۳ - سخن گفتن دایه با فرامرز در کار دخترخردمند دایه چو آغاز کردبخش ۱۲۴ - دیدن فرامرز،دختر شاه کهیلاچو از کار او گشت پرداختهبخش ۱۲۵ - دادن شاه کهیلا،دختر را به فرامرزوز آن سو بشد خسرو ناموربخش ۱۲۶ - رفتن فرامرز به خاور زمین و رزم کردنش با مردمان جزیرهدو مه بر سر آب زین سان برفتبخش ۱۲۷ - رفتن فرامرز به جزیره فیل گوشاندگر باره افکند کشتی درآببخش ۱۲۸ - رزم کردن فرامرز با فیل گوشانبرآمد ز دریا گو نره شیربخش ۱۲۹ - رسیدن فرامرز به نخجیر برهمن و سئوال کردنچو بگذشت یک ماه دیگر چنینبخش ۱۳۰ - سئوال فرامرز از برهمنز پیر جهاندیده پرسید و گفتبخش ۱۳۱ - سئوال دوم فرامرز از برهمندگر گفت کای مرد پاکیزه رایبخش ۱۳۲ - سئوال سوم فرامرز از برهمنبپرسید دیگر زیزدان پرستبخش ۱۳۳ - سئوال چهارم فرامرز از برهمنسپهبد چو بشنید گفتار اوبخش ۱۳۴ - رفتن فرامرز به خاور زمین و کشتن مرغ راچو چندی ببود اندر آن جایگاهبخش ۱۳۵ - کشتن فرامرز،اژدها رااز آن پس فرامرز روشن روانبخش ۱۳۶ - رزم فرامرز با شاه خاور زمینبدان خرمی بازگشتند شادبخش ۱۳۷ - رفتن فرامرز به قیروان و پذیره شدن شاه قیروان،او راچو تاراج کردند آن بوم رستبخش ۱۳۸ - نصیحت کردن ایرانیان،فرامرز راچو بشنید گردنکش دیو بندبخش ۱۳۹ - پاسخ فرامرز با ایرانیاندلاور چو گفتار ایشان شنیدبخش ۱۴۰ - کشتن فرامرز،اژدها رابگفت و برانگیخت شبرنگ رابخش ۱۴۱ - رزم فرامرز با شیران و کشته شدن شیران به دست فرامرزچو چندی ببودند و خوردند شادبخش ۱۴۲ - کشتن فرامرز،گرگان رادگر روز چون خسرو آسمانبخش ۱۴۳ - برداشتن فرامرز،گنج گرشاسب راچو یک هفته بنشست در پیشگاهبخش ۱۴۴ - رفتن فرامرز به سوی باختر و پراکنده شدن لشکر ایرانیان در کشتی از یکدگرچو آمد از آن مرز و کشور به دربخش ۱۴۵ - دیدن فرامرز،بازارگان و گفتن او به فرامرز از سیمرغببندد دری کردگار جهانبخش ۱۴۶ - نهادن فرامرز،پر سیمرغ را برآتشبیاورد پس مهتر تیز ویربخش ۱۴۷ - رفتن فرامرز به باختر زمینسپه را همه گرد کرد و برفتبخش ۱۴۸ - دیدن فرامرز،دخمه هوشنگ شاهدر آن جایگه رفت بر تیغ کوهبخش ۱۴۹ - رسیدن فرامرز به ملک باختربه دو مه بیامد سوی باختربخش ۱۵۰ - رزم فرامرز با شاه باختر و با شاه فرغانبگفت این و هم در زمان برنشستبخش ۱۵۱ - رفتن فرامرز به شهر فرغان و کشتن فرغان خود را به دست خود و آمدن فرامرز به شهر فرغان به مهمانی بزرگان آن شهرچو پرداخت از جنگ نام آورانبخش ۱۵۲ - رسیدن فرامرز به کلان کوه و جنگ با دیوانچو چندین برآسود گرد دلیربخش ۱۵۳ - دیدن فرامرز،پدر خود را به خوابچنان دید در خواب کو را پدربخش ۱۵۴ - کشتن فرامرز، سر جادوان رازجا اندر آمد چو کوه گرانبخش ۱۵۵ - گم شدن فرامرز از لشکرچنان بد که یک روز با انجمنبخش ۱۵۶ - عاشق شدن فرامرز بر دختر شاه پریانچو بر تخت فیروزه رفت آفتاببخش ۱۵۷ - رزم فرامرز با دیو سیاه و گرفتنشدرین گفتگو بد که از ناگهانبخش ۱۵۸ - آوردن سیه دیو،گنج را به نزد فرامرزسیه دیو پویان و تازان برفتبخش ۱۵۹ - نامه نوشتن فرامرز به فرطورتوشبفرمود تا شد نویسنده پیشبخش ۱۶۰ - سخن گفتن فرطورتوش با بزرگان خودچنین گفت با نامداران خویشبخش ۱۶۱ - سخن گفتن سیه دیو از نژاد فرامرزچو هرکس سخن گفت از پهلوانبخش ۱۶۲ - پاسخ نامه فرطور توش به فرامرز رستمدگر روز چون شید زد بر درفشبخش ۱۶۳ - داستان هفت خوان و کشته شدن جادویان به دست فرامرز و گزارش آنچو زان منزل آمد برون سرفرازبخش ۱۶۴ - خوان اول کشتن فرامرز،شیران راچو شب شعر زربفت بر سر کشیدبخش ۱۶۵ - خوان دوم کشته شدن گرگان به دست فرامرزچو خورشید تابید و بی گاه شدبخش ۱۶۶ - خوان سوم کشتن فرامرز،غول رادر این گفتگو بود کز ناگهانبخش ۱۶۷ - خوان چهارم و پنجم و ششم در رفتن فرامرز از سرما و گرما و کشتن کرگدن و رسیدن به خوان هفتمبیاورد صد کاروان شتربخش ۱۶۸ - خوان هفتم کشتن فرامرز،اژدها رابیامد به نزدیک نر اژدهابخش ۱۶۹ - پذیره شدن فرطورتوش،فرامرز راچو آگاهی آمد به فرطورتوشبخش ۱۷۰ - رفتن فرامرز با لشکر،همراه فرطورتوش در میدان و گوی زدن فرامرز و ایرانیان وشرح آنز دو روی لشکر بیاراستندبخش ۱۷۱ - دامادی فرامرز رستم با دختر شاه پریانببینند تا اختر دخترشبخش ۱۷۲ - دستوری طلبیدن فرامرز از فرطورتوش به جهت رفتنیکی روز شد پهلو ناموربخش ۱۷۳ - طلب کردن کیخسرو،فرامرز رادرین سال،شاه جهان کدخدایبخش ۱۷۴ - رفتن فرامرز نزد کیخسروچو چندی برآسود پیش نیابخش ۱۷۵ - بازگشتن فرامرز به هندوستانچو یک چند نزدیک شاه جهانبخش ۱۷۶ - زادن سام از دختر فرطورتوش و زادن آذربرزین از دختر شاه کهیلاچو یک سال بگذشت از روزگاربخش ۱۷۷ - نامه نوشتن زال به فرامرز از کار بهمن و جنگ کردنسر نامه از زال بسیار سالبخش ۱۷۸ - رسیدن نامه زال به فرامرز و احوال پرسیدن از فرستاده از جنگ بهمنازو نامه بستد فرامرز رادبخش ۱۷۹ - پاسخ نامه زال از نزد فرامرزپس آن نامه را زود پاسخ نوشتبخش ۱۸۰ - آمدن فرامرز و شبیخون زدن بر لشکر بهمناز آنجا فرامرز باده هزاربخش ۱۸۱ - صفت جنگ کردن خورشیدگروهی به خورشید یل بازخوردبخش ۱۸۲ - گرفتن بهمن،سیستان را و پنهان شدن زال زر در خانه کشاورزبه دینارگون گشت دریای قیربخش ۱۸۳ - داستان سه فرزانهیکی داستانی کنون در خور استبخش ۱۸۴ - خبر یافتن فرامرز از گرفتن بهمن،شهر سیستان و گرفتار شدن زالفرامرز را آگهی شد که زالبخش ۱۸۵ - آمدن بهمن با لشکر به کابل از پی فرامرز به جنگدگرباره هردوبرابرشدندبخش ۱۸۶ - فرستادن بهمن،سیه مرد را بر سر راه فرامرزچو بر زهره،تیره شب الماس کردبخش ۱۸۷ - رفتن دختران رستم با پسران زواره در شب به راه هند وراه دادن سیه مرد،ایشان رازبس رنگ و افسون و نیرنگ وفنبخش ۱۸۸ - گرفتار شدن فرامرز به دست غلامان بهمنزدرگاه شاهی دمیدند نایبخش ۱۸۹ - خبر یافتن زال از کشته شدن فرامرزبه زال ستمدیده رفت آگهیبخش ۱۹۰ - سخن در بی وفایی روزگارالا ای خرد مغز سخنبخش ۱۹۱ - سبب نظم کتاببه نام تو ای داور بی نیازبخش ۱۹۲ - مناجات شهریار مرحوم خدابخشایا قادر پاک و دانای راز