بخش ۷۹ - سؤال کردن برهمن
دگر گفت کای نوجوان برهمنبپرسم یکی داستان کهن
شنیدی همه خانه سال خورددرستی فتاده همه زرد زرد
ده و دو دریچه در این کنگرهاز این در بدان در درش در شده
ازین در بدان در دواند درستنگردد ز تک دایما هیچ سست
نه راه برون دارد از پنجرهگهی برقرارست و گه بر دره
بدان سان که باشد همی سال و ماهکه پوید نیاساید از تیر راه