بخش ۷۵ - سؤال کردن برهمن
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۵ بیت
دگر گفت کی پهلو دلپذیربه سالی جوان و به اندیشه پیر
سواری شنیدم که چون برنشستشد از دست و افتاد بر سر نشست
سخن گوید او هیچ تو نشنویبگوید همین تازی و پهلوی
به میدان چو خورشید چون دم زندهمه گوهر افشاند از لب زند
زبانش به پیری نگوید سخنمر این داستان را تو پاسخ بکن